سلام به همه دوستان
آخیش؛ من بلاخره یک ØØ±Ù�ÛŒ برای گقتن پیدا کردم نمی دونم این چند روزه چرا
اینطوری شده بودم.می شستم یک مطلبی را تایپ می کردم ولی نص� کاره ول
Ù…ÛŒ کردم. خوب بگذریم ولی عوضش الان Ú©Ù„ÛŒ ØØ±Ù� دارم؛
من بلاخره Ù�یلم شام آخررا دیدم؛ ØØªÙ…ا خیلی از شما(البته دوستانی Ú©Ù‡ در ایران هستن)
این �یلم را دیدن.
به نظر من �یلم خوبی بود، یک دید جدید به مسائل داشت.
من Ú©Ù‡ Ù�کرمی کنم هیچ کسی تقصیری نداشت، هر کس در این Ù�یلم ØÙ‚ÛŒ داشت.
واقعا چرا ستاره مادرش را کشت، به خاطر مانی(که مانی با اون ازدواج نکرده بود)
یا به خاطر اینکه مادرش ازدواج کرده بود؟!!!!!!!!!!!
جمله آخر Ù…ØØ³Ù† خیلی توجه من را جلب کرد:
من دوسش داشتم؛ نمی خواستم کشته بشه
ولی Ù…ØØ³Ù† کسی بود Ú©Ù‡ اجازه داده بود میهن درس بخواند Ùˆ دکترا بگیره، پس چرا بعدش
با تدریس و کار اون مخال� بود؟!!!!!!!!!! و اگر یادتون باشه وقتی اول �یلم آمد دانشگاه،
جلوی جمع Ú¯Ù�ت: با من هم ØØ±Ù� بزن؛ برای من هم سخنرانی بکن.
درسته Ú©Ù‡ میهن هیچ وقت Ù…ØØ³Ù† را دوست نداشت ولی 26 سال با اون زندگی کرد به خاطر
دلیل خودش(تا دخترش �رزند یک خانواده ی متلاشی نباشه) ولی این کار رو چطور انجام داد،
چطور 26 سال تØÙ…Ù„ کرد Ùˆ بدون عشق زندگی کرد؟
از جملات Ù…ØØ³Ù† Ù…ÛŒ شه اینطوری برداشت کرد Ú©Ù‡ میهن توجهی به اون نداشته
برای همین می گ�ت "برای من هم سخرانی کن"
تصویری Ú©Ù‡ از مادر Ù…ØØ³Ù† نشان داد؛ جالب بود.
برخورد پدر مانی خیلی هم خبی خوب بود؛پدری که اینقدر خوب بتواند پسرش را درک
کند و اینقدر قبولش داشته با شد.
ولی در کل به نظر من �یلم یکم گنگ بود و خیلی چیز ها را مشخص نکرد.
-----------------
" تو اولین کسی نیستی Ú©Ù‡ به من Ù�رصت ØØ±Ù� زدن ندادی."
نمی دانند که وقتی وجود یک زن از عشق خالی شد، دلش پر از
کینه Ùˆ ØØ³Ø§Ø¯Øª Ù…ÛŒ شه.
عشق زمینی
عشق آدم به آدمیزاد
----------
آخیش؛ من بلاخره یک ØØ±Ù�ÛŒ برای گقتن پیدا کردم نمی دونم این چند روزه چرا
اینطوری شده بودم.می شستم یک مطلبی را تایپ می کردم ولی نص� کاره ول
Ù…ÛŒ کردم. خوب بگذریم ولی عوضش الان Ú©Ù„ÛŒ ØØ±Ù� دارم؛
من بلاخره Ù�یلم شام آخررا دیدم؛ ØØªÙ…ا خیلی از شما(البته دوستانی Ú©Ù‡ در ایران هستن)
این �یلم را دیدن.
به نظر من �یلم خوبی بود، یک دید جدید به مسائل داشت.
من Ú©Ù‡ Ù�کرمی کنم هیچ کسی تقصیری نداشت، هر کس در این Ù�یلم ØÙ‚ÛŒ داشت.
واقعا چرا ستاره مادرش را کشت، به خاطر مانی(که مانی با اون ازدواج نکرده بود)
یا به خاطر اینکه مادرش ازدواج کرده بود؟!!!!!!!!!!!
جمله آخر Ù…ØØ³Ù† خیلی توجه من را جلب کرد:
من دوسش داشتم؛ نمی خواستم کشته بشه
ولی Ù…ØØ³Ù† کسی بود Ú©Ù‡ اجازه داده بود میهن درس بخواند Ùˆ دکترا بگیره، پس چرا بعدش
با تدریس و کار اون مخال� بود؟!!!!!!!!!! و اگر یادتون باشه وقتی اول �یلم آمد دانشگاه،
جلوی جمع Ú¯Ù�ت: با من هم ØØ±Ù� بزن؛ برای من هم سخنرانی بکن.
درسته Ú©Ù‡ میهن هیچ وقت Ù…ØØ³Ù† را دوست نداشت ولی 26 سال با اون زندگی کرد به خاطر
دلیل خودش(تا دخترش �رزند یک خانواده ی متلاشی نباشه) ولی این کار رو چطور انجام داد،
چطور 26 سال تØÙ…Ù„ کرد Ùˆ بدون عشق زندگی کرد؟
از جملات Ù…ØØ³Ù† Ù…ÛŒ شه اینطوری برداشت کرد Ú©Ù‡ میهن توجهی به اون نداشته
برای همین می گ�ت "برای من هم سخرانی کن"
تصویری Ú©Ù‡ از مادر Ù…ØØ³Ù† نشان داد؛ جالب بود.
برخورد پدر مانی خیلی هم خبی خوب بود؛پدری که اینقدر خوب بتواند پسرش را درک
کند و اینقدر قبولش داشته با شد.
ولی در کل به نظر من �یلم یکم گنگ بود و خیلی چیز ها را مشخص نکرد.
-----------------
" تو اولین کسی نیستی Ú©Ù‡ به من Ù�رصت ØØ±Ù� زدن ندادی."
نمی دانند که وقتی وجود یک زن از عشق خالی شد، دلش پر از
کینه Ùˆ ØØ³Ø§Ø¯Øª Ù…ÛŒ شه.
عشق زمینی
عشق آدم به آدمیزاد
----------
